بسم الله الرحمن الرحیم .
و لکل درجت مما عملوا و ما ربک بغفل عما یعملون .(132)
و ربک الغنی ذو الرحمه ان یشا یذهبکم و یستخلف من بعدکم ما یشاء کما انشاکم من ذریه قوم اخرین (133)
ان ما توعدون لات و ما انتم بمعجزین (134)
و هر کس از بندگان به عملی که کرده (نزد حق) رتبه خواهد یافت و خدا از عمل هیچکس غافل نخواهد بود . و خدای تو از خلق بی نیاز و به همه مهربان است و اگر خواهد، شما را ببرد و همه را فانی گرداند آنگاه هر که را خواهد جانشین شما کند . چنانکه شما را از ذریه ی گروهی دیگر پدید آورد . هر چه به شما وعده داده اند محققا خواهد آمد و شما بر قدرت خدا غالب نخواهید شد . ( سوره ی انعام )
اول از همه خدمت استاد گرانقدر جناب عطار زاده سلام عرض می کنم . و باز هم پوزش از بابت تاخیر .البته فکر کنم یه کمی موجه باشه چون برای زیارت بود و شهر ملائک (مشهد) و دعا گوی شما هم بودیم و البته همه ئ بچه ها ، روز دوشنبه هم دسترنج این به یاد بودن رو دور هم خواهیم خورد . خوب روند رشد کار ما به این جا رسید .من به همراه دوستم خانم فیلسوفیان که حیف دیدم اسمشون رو ذکر نکنم . بعد از خرید سیم مورد نظر و تصمیم قطعی درباره ئ موضوع شروع به کار کردیم . دوشنبه ای که گذشت همون طور که خودتونم شاهد بودید آوردیم سر کلاس و نحوه ی پیچیدن سیم ها رو امتحان کردیم بازم یه کمی دعوامون شد که بچه ها پا در میونی کردن و به خیر گذشت . و فهمیدیم که دعوا نمک کار عملی و اگه ما در طول پیچیدن سیم ها با هم بحث و جدل نکنیم اصلا این کار خوب پیش نمی ره و خاطره ی خوبی ازش باقی نمی مونه و تازه حوصله امونم سر می ره .بعد هم که اومدیم سراغ شما و شما هم با کمال بزرگواری کار ما رو تایید کردید البته تا همین مدل سیم پیچی .
اول می خواستیم نمونه ی کوچیکی از فیگورها رو بسازیم که با فقدان وقت تا آخر ترم روبه رو شدیم و تصمیم بر این شد که یک راست بریم سر اندازه ی اصلی و اگر حمل و نقل وآوردن و بردن کار برامون مشکل بود با عکس از طریق ایمیل و وبلاگ شما رو مطلع کنیم .(با تشکر )
..........
.............
حرف دیگری بود که دوست داشتم عنوان کنم که البته ارتباط مستقیمی با کلاس و پروژه ی ما ندارد ولی صحبت کردن ازش باعث آرامش من می شه . چند وقت پیش بود که از یکی از بچه ها خواستم که چند تا نصیحت منو بکنه و اونم چیزهای خوبی بهم گفت مثلا اینکه اگر بیکارم به جای فکرو خیال بافی یا زنده کردن خاطراتی که آزارم می ده ذکر بگم مثلا اینکه در طول سال باید ذکر گفت نه فقط ماه رمضان یا اینکه به جز خدا به هیچ کس توکل نکنیم یعنی اول امید و آخر امیدمون خدا باشه یا قرآن بخونم این معجزه ی بزرگ ، این هدیه ی آسمانی ، این کلام سرتاسر انرژی . و من با خودم فکر کردم که اگر قرآن رو به خاطر قران بودنش و کلام خداوند بودنش بخونیم به قرآن بیشتر احترام می گذاریم و هر بار که می خوام قرآن بخونم با این فرض که این کلام از دهان پیامبر و حضرت علی و همه ی ائمه ی ما تلاوت شده .می خونم و از این وجه تشابه و این افتخاری که نصیب من هم شده احساس لذت می کنم . .فکرشو که می کنم دوست دارم خیلی بیشتر بخونم ، خیلی خیلی بیشتر، حتی تصورشم لذت بخش که همین آیات رو چه عزیزانی خوانده اند البته ما فقط توی کمیت ممکنه با اونها احساس نزدیکی بکنیم نه توی کیفیت .هیچ شکی توی این قضیه نیست .
دوست من می گفت قرآن رو نمی فهمم معانیشو درک نمی کنم و من بهش می گم قرآن رو به خاطر قرآن بودنش بخون تا بعد خیلی چیزها رو متوجه بشی که خیلی ها متوجه نمی شوند و خیلی چیزها رو جز از قرآن از هیچ جای دیگه ای نتونی درک کنی .
